Mohammad Mahur – Davaye Dardam

فکر نمی‌کردم دلم در دام عشق تو بیافتد

چشم تو هوش از سر و این قلب و این جانم بدزدد

تو بدان نفس شدی در هوای من چه آسان

مجنون و دیوانه شدم، تو بر دلم عشق بتابان

تویی دوای دردم،تو را می‌خواهم هردم

شبی به زیر باران بگیر دستان سردم

تو را می‌خواهم هردم،تویی دوای دردم

یک شب به زیر باران بگیر دستان سردم

تو مرا هردم،به دور از غم،به خوشبختی کشاندی

بر سر دنیای من،زیبای من رویا نشاندی

روبراهم کن نگاهم کن که محتاج تو هستم

عاشق هستم با تو مستم من به غیرت دل نبستم

تویی دوای دردم،تو را می‌خواهم هردم

شبی به زیر باران بگیر دستان سردم

تو را می‌خواهم هردم،تویی دوای دردم

یک شب به زیر باران بگیر دستان سردم