Rahav – Namaye Delfarib

باغِ سرما بُرده را خالی ببین از عطرِ سیب

زندگی چیزی ندارد جز نمایی دلفریب

هر چقدر آرام‌تر تهدید دنیا بیشتر

عادت بی‌طاقتی سبقت گرفته از شکیب

خیری از دنیا ندید آن گل که عطرش مانده‌ است

بی‌نصیب از سهم خود هم برنمی‌دارد نصیب

دوست با دشمن جه فرقی می‌کند وقتی که دوست

می‌نشیند پیش ما می‌گوید از حُسنِ رقیب

آه عاقل با سکوتی که پُر از فریاد‌هاست

بینِ این دیوانگان چون قلّه‌ای هستی غریب

مایه‌ی حیرت نشد فریاد رنجِ این و آن

گر به کام کس بچرخد زندگی، باشد عجیب