Davoud Dadman – Cheshmat

تو یکی از همون روزای پاییزی سرد

توی کافه بوی عطرش منو تسخیرم کرد

چشم افتاد به چشمش دلمون باخت به هم

با نگاش تلخی قهوه رو برام شیرین کرد

توی چشمای قشنگش همه‌ی دنیام و دیدم

مثل اون دلبریاشو آخه من هیچ جا ندیدم

انقده خوبه نمیشه توصیفش کرد

چال گونش واسه من دنیای دیگست

می‌خوام همه بدونن که چه ماهی دارم

از وقتی که اومد به خودم می‌بالم

انگاری اصلا واسه من معجزه شد

تو که باشی صدم و میذارم

مثل پروانه هی دورت می‌گردم

نمیاد مثل تو هیشکی، مثل تو نیست اصلا

من و تو سهم همیم

تو نبض قلب منی

دادی بم جون دوباره

تو روح و نفس منی

دنیام و میدم یه لحظه دستت و بگیرم

نباشی تو زندگیم بدون تو میمیرم

اومدی تو قلبم و کسی نمیاد به جات

قلب من آرومه وقتی میادش صدات

همچی رنگیه واسم وقتی باشی پیشم

واسه من باش که برات دنیا رو می‌گیرم