Babak Jahanbakhsh – Eshtebah

دارم رد پاهامو پاک میکنم

که این بغضتو از سرت وا کنی

من از من کلافم منو درک کن

نمیخوام به من حسی پیدا کنی

نمیخوام به من حسی پیدا کنی

خودمم دارم از خودم میبرم

نمیخوام بینی که عادت شده

تو نیستی و دائم زمین میخورم

نگاه کن به آوازه ی این سکوت

نمیخوام تو رو حرف مردم کنم

تو زیباترین اشتباه ِ منی

نباید تو رو با خودم گُم کنم

نگاه کن به آوازه ی این سکوت

نمیخوام تو رو حرف مردم کنم

تو زیباترین اشتباه ِ منی

نباید تو رو با خودم گُم کنم

نباید تو رو با خودم گُم کنم

چقد گریه کردم که از خواب ِ من

فقط قد یه لحظه بیدار شی

خودم خستمو تو نباید دیگه

به این خستگیام گرفتار شی

شبیه کدوم حس ِ خوب تو ام

سراپای من چیزی جز درد نیست

نمیخوام به من حسی پیدا کنی

خودمم حواسم به این مرد نیست

نگاه کن به آوازه ی این سکوت

نمیخوام تو رو حرف مردم کنم

تو زیباترین اشتباه ِ منی

نباید تو رو با خودم گُم کنم