Alireza Ghorbani – Mahtab Tar Az Baran

ای واژه ی بی معنی رویایی بی تعبیر

آغازترین پایان آزادترین تقدیر

از قلب تو می روید نبض غزلی تازه

پنهان شده ای در من گمنام پر آوازه

تو سایه ی خورشیدی تو بوسه ی در بحران

تو دلهره ای آرام مهتاب تر از باران

ای واژه ی بی معنی رویایی بی تعبیر

آغازترین پایان آزادترین تقدیر

از قلب تو می روید نبض غزلی تازه

پنهان شده ای در من گمنام پر آوازه

آرامش طوفانی می سازی و ویرانم

رسوایی راز آلود می پوشی و عریانم

من حادثه بر دوشم من عشق نمی دانم

در هیچ تمامم کن تا زنده شود جانم

ای واژه ی بی معنی رویایی بی تعبیر

آغازترین پایان آزادترین تقدیر

من را تو به خود خواندی معشوقه ی ناخوانده

دل را به ازل بسپار یه دم به ابد مانده