Alireza Ghorbani – Bitabi

بیقراره توام در دله تنگم گره هاست آه

بیتاب شدن عادته کم حوصله هاست

مثله عکس رخ مهتاب که افتاده در آب در

دلم هستی و بین منو تو فاصله هاست

آه من شعر شب جدایی ماه من کی میشود درایی

ابر بهارم طاقت ندارم از دوریه تو تا کی ببارم

با دیده ی تر یک بار دیگر بر زانوی غم سر میگذارم

آسمان با قفسه تنگ چه فرقی دارد

بال وقتی قفسه پر زدنه چلچله هاست

آسمان با قفسه تنگ چه فرقی دارد

بال وقتی قفسه پر زدن چلچله هاست

باز میپرسمت از مسئله ی دوری و عشق

و سکوته تو جواب همه ی مسئله هاست

آه من شعر شب جدایی ماه من کی میشود درایی

ابر بهارم طاقت ندارم از دوریه تو تا کی ببارم

با دیده ی تر یک بار دیگر بر زانوی غم سر میگذارم