Davood Sokhaei – Cheshm Entezar

رفتی و بعد تو، چیزی نمانده در کنارم

به‌جز یک قلب ویران و شب چشم انتظارم

نمی‌دانی چه آمد، بر سر این قلب خسته

که هر شب گریه می‌بارد، ز چشم بی‌قرارم

صدایت مانده در گوشم، نگاهت در خیالم

هنوزم بی تو هر شب، غرق اشک و انتظارم

تمام کوچه‌ها بعد تو، بوی غصه دارد

شده هم‌صحبت تنهایی شب‌های تارم

اگر روزی گذر کردی، از این ویرانه، ای عشق

ببین با رفتنت خاموش شد، شمع بهارم

هنوزم دوستت دارم، هنوزم بی تو تنهام

هنوزم چشم می‌دوزم، به راه انتظارم