Mohammad Shojaei – Shabgard

من عاشق شبگرد این شهر شلوغم

رفتی ولی جا مانده عطرت در عروقم

من بی تو تکرار شبای انتظارم

بعد ار تو من یا بی قرار یا بی قرارم

من بی تو در اوج پریشانی اسیرم

من بی تو باید در خیابانها بمیرم

این قلب وا مانده چرا بی تو نمرده

گویی که اصلا زخمی از خودی نخورده

این حال مجنونی که من دارم عجیب است

در شهر مادر زادی ام حالم غریب است

تنها کمی از عشق تو دنیای من بود

عطر تو در این کوچه ها رویای من بود

ای کاش میشد لحظه ای با من بمانی

تا عمر من باشد فقط اوج جوانی