Parvaz Homay – Nano Dandan

یک نفر نان داشت اما بینوا دندان نداشت

یک نفر نان داشت اما بینوا دندان نداشت

آن یکی بیچاره دندان داشت اما نان نداشت

آن یکی بیچاره دندان داشت اما نان نداشت

آن که باور داشت روزی میرسد بیچاره بود

آن که باور داشت روزی میرسد بیچاره بود

آن که در اموال دنیا غرق بود ایمان نداشت

یک نفر نان داشت اما بینوا دندان نداشت

یک نفر نان داشت اما بینوا دندان نداشت

آن یکی بیچاره دندان داشت اما نان نداشت

یک نفر نان داشت اما بینوا دندان نداشت

دشت باور داشت

گرگی در میان گله بود

گله باور داشت اما من نمیدانم چرا

باور سگ چوپان نداشت

یک نفر پالان خر را در میان خانه پنهان کرده بود

یک نفر پالان خر را در میان خانه پنهان کرده بود

آن یکی با بار خر میرفت و خر پالان نداشت

یک نفر نان داشت اما بینوا دندان نداشت

یک نفر فردوس را ارزان به مردم میفروخت

نقشه ها کو داشت در پندارخود شیطان نداشت

هر کجا دست نیازی بود بر سویی دراز

رعیت بیچاره بخشش داشت اما خان نداشت

یک نفر نان داشت اما بینوا دندان نداشت