Parvaz Homay – Divaneh Tar Shodam

گفتم ببینمت گفتم ببینمت شاید که از سرم دیوانگی رود

گفتم ببینمت گفتم ببینمت شاید که از سرم دیوانگی رود

زان دم که دیدمت دیوانه تر شدم دیوانه تر شدم

با یک خیال خام افتاده ام به دام با یک خیال خام افتاده ام به دام

از ره به در شدم دیوانه تر شدم از ره به در شدم دیوانه تر شدم

گفتم ببینمت تا بی قراری از جانم به در رود

گفتم ببینمت تا بی قراری از جانم به در رود

هم بی قرار و هم شوریده سر شدم دیوانه تر شود

گفتم ببینمت شاید شراره از جانم فرو کشد

دیدم تو را و همچون شعله های آتش شعله ور شدم

از ره به در شدم دیوانه تر شدم …

با یک خیال خام افتاده ام به دام با یک خیال خام افتاده ام به دام

از ره به در شدم دیوانه تر شدم از ره به در شدم دیوانه تر شدم

از ره به در شدم …